دل نوشته های عاشقانه

میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

[ یکشنبه 1390/05/16 ] [ 13:36 ] [ davod ] [ ]

........؟؟؟؟

                                                                

 

 

                                                                    

[ چهارشنبه 1393/01/20 ] [ 10:39 ] [ davod ] [ ]

این بازی بطرز شگفت آوری دقیق خواهد بود! البته به شرطی كه تقلب نكنید!

 این بازی بطرز شگفت آوری دقیق خواهد بود! البته به شرطی كه تقلب نكنید!
طالع بینی چینی! ..
فقط به دستور العمل عمل نماید و تقلب نكنید، در غیر این صورت نتیجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهید كرد كه ای كاش تقلب نمی كردید!
این حدوداً 3 دقیقه زمان خواهد برد تا شما را دیوانه كند!!
كسی كه این پیام را ارسال كرده گفت كه آرزویش ظرف 10 دقیقه به حقیقت پیوست!!!
این بازی نتیجه خنده دار و در عین حال شگفت انگیزی خواهد داشت!
پیام را یكجا تا پایا ن نخوانید بلكه مرحله به مرحله پیش بروید و عین دستورالعمل انجام دهید!
1- اول از هر چیز اعداد 1 تا 11 را به صورت ستونی یا ردیفی (زیر هم) بر روی كاغذ بنویسید.
2- سپس در جلوی ردیف (ستون) 1 و 2 هر عددی را كه مایلید بنویسید.
3- حال در جلوی ردیف 3 و ردیف 7 نام شخصی را از جنس مخالف بنویسید.
4- نام اشخاصی را كه می شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا
فامیل) در جلوی ردیفهای 4، 5 و 6 بنویسید.
5- در ردیفهای 8، 9، 10 و 11نام چهار ترانه (آهنگ) را بنویسید (در
جلوی هر ردیف نام یك ترانه)
6- اكنون نهایتا میتوانید یك آرزو كنید!!
و حالا كلید رمز گشایی این بازی:
1- عددی را كه در ردیف 2 نوشته اید مشخص كننده تعداد اشخاصی است كه شما باید در باره این بازی به آنها بگویید!
2- شخصی كه نامش در ردیف 3 قید شده كسی است كه شما عاشقش هستید!!!
3- شخصی كه نامش در ردیف 7 قید شده كسی است كه شما دوستش دارید ولی با هم نمی سازید (یا به تعبیر دیگر عاقبت خوشی نخواهد داشت!)!!!
4-شخص شماره 4 کسی است كه شما بیش از همه به او اهمیت میدهید!
5-شخص شماره 5 کسی است كه شما را بسیار خوب می شناسد.
6-شخصی كه نامش در ردیف 6 قید شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسی) شماست!
7-آهنگ قید شده در ردیف 8 با شخص شماره 3 تطبیق می كند (مرتبط است)!!!
8- آهنگ شماره 9 آهنگی برای شخص شماره 7 است!
9-گ آهنگ شماره 10 آهنگی است كه بیش از همه افكار شما را بازگو می كند!
10- و بالاخره شماره 11 آهنگی است كه می گوید شما در باره زندگی چه احساسی دارید!!!!
واقعا شگفت آور است! نه؟! ولی بنظر می آید كه درست باشه!
این پیام را برای 10 نفر در خلال همان ساعتی كه آنرا میخوانید ارسال كنید.
اگر این كار را انجام دهید، آرزویتان برآورده خواهد شد.
[ سه شنبه 1392/07/09 ] [ 10:10 ] [ davod ] [ ]

خاطراتت صف کشیده اند !
یکی پس از دیگری …
حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند !
و من …
فرار می کنم
از فکر کردن به تو
مثل رد کردن آهنگی که …
خیلی دوستش دارم خیلی !
.
.
.
شاید تو…
سکوت میان کلامم باشی!
دیده نمیشوی
اما من تو را احساس می کنم!
شاید تو ….
هیاهوی قلبم باشی!
شنیده نمیشوی
اما من تو را نفس می کشم!
.
.
.
دلایل بودنم را مــــــــرور میکنم هر روز!
هر روز از تعدادشان کــــــــم میشود!
آخرین باری که شمردمشان
تنها یک دلیل برایم مانده بود..!
آنهــــــــــم دیدن تو بود !!
.
.
.
ســــر زده بیــــــا …
کمــــــﮯ آشفتــــگی بــــد نـیست …
آن وقــــــت …
تکــــــاندن ِ شانــــــه هاﮮ ِ پُـر غُـبــــــار
و مُرتب کردن ِ موهــــــاﮮ ِ پریـشــــــانت ،
بهانـــــــﮧ اﮮ مـﮯشود براﮮ ِ زندگـــــــﮯ . . .
.

[ یکشنبه 1392/02/01 ] [ 19:2 ] [ davod ] [ ]

یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود ، ازش پرسید :
چرا دوستم داری ؟ واسه چی عاشقمی ؟
دلیلشو نمی دونم ... اما واقعا دوستت دارم .
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی ... پس چطور دوستم داری ؟
چطور می تونی بگی عاشقمی ؟
من جداً دلیلشو نمی دونم ، اما می تونم بهت ثابت کنم .
ثابت کنی ؟ نه ! من می خوام دلیلتو بگی .
باشه .. باشه !!! می گم ... چون تو خوشگلی ، صدات گرم و خواستنیه ، همیشه بهم اهمیت میدی ، دوست داشتنی هستی ، با ملاحظه هستی ، بخاطر لبخندت !دختر از جواب های اون خیلی راضی و قانع شد .
متاسفانه ، چند روز بعد ، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت .
پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون
عزیزم ، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم ، اما حالا که نمی تونی حرف بزنی ، می تونی ؟
نه ! پس دیگه نمی تونم عاشقت بمونم .
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوستت دارم اما حالا که نمی تونی برام اونجوری باشی ، پس منم نمی تونم دوستت داشته باشم . گفتم واسه لبخندات ، برای حرکاتت عاشقتم ، اما حالا نه می تونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمی تونم عاشقت باشم .اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان ، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره !!!
عشق دلیل می خواد ؟
نه ! معلومه که نه !!
پس من هنوز هم عاشقتم .
عشق واقعی هیچ وقت نمی میره .
این هوسه که کمتر و کمتر میشه و از بین میره .عشق خام و ناقص میگه : " من دوست دارم چون بهت نیاز دارم . "
" ولی عشق کامل و پخته میگه : " بهت نیاز دارم چون دوستت دارم . "
" سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی تو زندگیت وارد بشه ، اما قلب حکم می کنه که چه شخصی در قلبت بمونه "
 
 
[ پنجشنبه 1391/06/09 ] [ 19:59 ] [ davod ] [ ]

من و دوستم (( غم ))

هوا ابریست ... دلم گرفته ...

قلم بدست گرفتم بنویسم که صدایی پرسید : از چه می نویسی ؟؟

پاسخش را دادم : از تکرار که در حال نفوذ در بین روزهاست .

گفت : مینویسی که چه شود ؟؟ که درد دلت تازه شود ؟؟!!

گفتم کیستی ؟؟ آشنایی میدانم ... حست غریب نیست ، لمست میکنم ...

گفت آری بیگانه نیستم ،هرازگاهی مهمانت میشوم و تو به سرعت قلم بدست

میگری برای نوشتن... ؛ او حرف میزد و من بی اعتنا به حرفهایش مینوشتم

هر لحظه صدایش دورتر میشد و دلم آرامتر میگرفت ...

دیگر کاغذم سفید نبود ... صدایش را نمیشنیدم ... آرام بودم ...

آری او غم بود که به واژه درامد و دل آرام گرفت ...

 


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, عكس هاي عاشقانه, داستان عاشقانه, اس ام اس هاي عاشقانه, دل نوشته هاي من
[ سه شنبه 1391/05/10 ] [ 13:56 ] [ davod ] [ ]

خانمها: چرا عشقتان شما را ترک میکند؟

گاهی اوقات وقتی می‌خواهید جلوی اتفاق افتادن چیزی را بگیرید، ساده‌تر این است که حالت دفاعی بگیرید تا تهاجمی. اگر در یک رابطه هستید و واقعاً مردی که با او هستید را دوست دارید، احتمالاً دوست دارید بدانید که چطور می‌توانید او را برای همیشه پیش خود نگه دارید. اما مسائلی هست که بدون شک باعث رفتن و نماندن همه آدمها می‌شود. برخی از خانمها وقتی عشق خود را از دست میدهند در محیط بیرون و در شبکه های اجتماعی شروع به ناله و شکایت میکنند که چرا رفت و از انواع و اقسام اشعار و جملات حاوی خیانت و بی رحمی و بی وفایی و بی لیاقتی استفاده میکنند بی آنکه لحظه ای تامل کنند که شاید رفتن وی به دلیل برخی رفتارهای خود او بوده است. پس اگر می‌خواهید بدانید چطور ممکن است نامزدتان را از دست بدهید تا از انجام آن کارها خودداری کنید، مراحل زیر را مطالعه کنید.

[تصویر:  100381image005.jpg]

 
برچسب‌ها: شعر عاشقانه, عكس هاي عاشقانه, داستان عاشقانه, اس ام اس هاي عاشقانه, دل نوشته هاي من
ادامه مطلب
[ دوشنبه 1391/04/12 ] [ 11:3 ] [ davod ] [ ]

دوست دارم ......

وقتی میگم دوست دارم ساز مخالف میزنی

شاید میگی با رفتنم تو فکر عاشق شدنی

ای کاش میشد یه با دیگه تورو تو آغوش بگیرم

نگاه ناز تو میشد از اینو اون پس بگیرم

بامن بمون تنهام نزار منو تو غصه جا نزار

 بی تو دارم اینجا میمیرم یا تو یا هیچکس دیگه

این شده تنها آرزوم دوباره دستاتو بگیرم

تو آسمون اون چشات

  بازم میخوام بشینمو ستاره هاشو بشمارم

بدون دوست دارم هنوز اگرچه دلگیرم ازت

اگرچه خیلی دلخورم ازت......



برچسب‌ها: شعر عاشقانه, عكس هاي عاشقانه, داستان عاشقانه, اس ام اس هاي عاشقانه, دل نوشته هاي من
[ دوشنبه 1391/04/05 ] [ 11:29 ] [ davod ] [ ]

تنهایی...

 

 

 

 

روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشته بودم.. تنهائی را

 دوست دارم چون نیست بی وفا . تنهائی را دوست دارم

 چون تجربه اش کرده ام.. تنهائی رادوست دارم چون عشق

 دروغین درآن نیست.


تنهائی را دوست دارم چون خدا هم تنهاست.. تنهائی

 رادوست دارم چون در خلوت وتنهائیم در انتظار خواهم

 گریست وهیچ کس اشکهایم را نمیبیند.. اما از روزی که

 تو رادیدیم نوشتم.. ازتنهائی بیزارم چون تنهائی یاد

 آور لحظات تلخ بی تو مردنم است .

[ چهارشنبه 1390/12/10 ] [ 9:10 ] [ davod ] [ ]

آدمی دو قلب دارد....

                                                     

 

آدمی دو قلب دارد قلبی که از بودن آن با خبر است و قلبی که از حظورش بی خبر.
قلبی که از آن با خبر است همان قلبی ست که در سینه می تپد
همان که گاهی می شکند
گاهی می گیرد و گاهی می سوزد
گاهی سنگ می شود و سخت و سیاه
و گاهی هم از دست می رود
...

با این دل است که عاشق می شویم
با این دل است که دعا می کنیم
با همین دل است که نفرین می کنیم
و گاهی وقت ها هم کینه می ورزیم
...


اما قلب دیگری هم هست.قلبی که از بودنش بی خبریم
.
این قلب اما در سینه جا نمی شود
و به جای اینکه بتپد.....می وزد و می بارد و می گردد و می تابد
این قلب نه می شکند نه میسوزد و نه می گیرد
سیاه و سنگ هم نمی شود
از دست هم نمی رود


زلال است و جاری
مثل رود و نسیم
و آنقدر سبک است که هیچ وقت هیچ جا نمی ماند
بالا می رود و بالا می رود و بین زمین و ملکوت می رقصد

این همان قلب است که وقتی تو نفرین می کنی او دعا می کند
وقتی تو بد می گویی و بیزاری او عشق می ورزد
وقتی تو می رنجی او می بخشد...

این قلب کار خودش را می کند
نه به احساست کاری دارد نه به تعلقت
نه به آنچه می گویی نه به آنچه می خواهی


و آدمها به خاطر همین دوست داشتنی اند
به خاطر قلب دیگرشان
به خاطر قلبی که از بودنش بی خبرند

 

                                                        

[ یکشنبه 1390/12/07 ] [ 17:53 ] [ davod ] [ ]

قلب...

 

مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می کرد  که زیباترین قلب را در آن  شهر دارد. جمعیت زیادی گرد آمدند. قلب او کاملا سالم بود و هیچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود. پس همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تاکنون دیده اند. مرد جوان   در کمال افتخار ... با صدایی بلند تر به تعریف از قلب خود پرداخت. ناگهان پیرمردی جلوی جمعیت آمد و گفت: « اما قلب  تو به زیبایی قلب من نیست.»

مرد جوان  و  بقیه ی  جمعیت به قلب پیرمرد نگاه کردند. قلب او با قدرت تمام می تپید. قسمت هایی از قلب او  برداشته شده  و  تکه هایی  جایگزین  آنها شده  بود.  اما آنها بدرستی جاهای خالی را پر نکرده بودند و گوشه هایی دندانه دندانه در قلب او دیده می شد. در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکه ای آنها را پر نکرده بود. مردم با نگاهی خیره به او می نگریستند  و  با خود فکر می کردند این پیرمرد چطور ادعا می کند که قلب زیباتری دارد.

مرد جوان به قلب پیرمرد  اشاره  کرد  و  با خنده  گفت : « تو حتما شوخی می کنی...قلبت را با قلب من مقایسه کن. قلب تو تنها مشتی زخم و خراش و بریدگی است.»

پیرمرد گفت:« درست است قلب تو سالم  به نظر  می رسد  اما من هرگز قلبم  را  با قلب تو  عوض نمی کنم. می دانی؟ هر کدام از این زخم ها نشانگر انسانی است که من عشقم را به او داده ام. من بخشی از قلبم را جدا کرده ام و به او بخشیده ام.  گاهی او  هم  بخشی از قلب خود را به من داده که به جای آن تکه ی بخشیده شده قرار دادم. اما چون این تکه ها مثل هم نبوده اند  گوشه هایی دندانه دندانه در قلبم دارم که برایم عزیزند. چرا که یادآور عشق میان دو انسان هستند.

بعضی وقتها بخشی از قلبم را به کسانی  بخشیده ام  اما  آنها چیزی از قلب خود به من نداده اند. اینها همین شیارهای عمیق هستند. گرچه دردآورند اما یادآور عشقی هستند که داشته ام. امیدوارم که آنها نیز روزی بازگردند و این شیار های عمیق را با تکه ای که من در انتظارش بوده ام پر کنند...حالا می بینی که زیبایی واقعی چیست؟»

مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد. در حالی که اشک از گونه هایش سرازیر بود به سمت پیرمرد رفت. از قلب جوان و سالم خود تکه ای بیرون آورد و با دستهای لرزان به پیرمرد تقدیم کرد. پیرمرد آن را گرفت و در قلبش جای داد و  بخشی  از  قلب  پیر و زخمی  خود را جای  زخم قلب مرد جوان گذاشت.  مرد جوان به قلبش نگاه کرد.

دیگر سالم نبود .... اما از همیشه زیباتر بود. عشق از قلب پیرمرد به قلب او نفوذ کرده بود.

                                                                                                          

[ شنبه 1390/12/06 ] [ 11:43 ] [ davod ] [ ]

سرنوشت....

                                  

این سوی زندگی من و تو هستیم و آن سوی دیگر سر نوشت !

این سو دستها در دست هم است و آن سو عاقبت این عشق !

به راستی آخر این داستان چگونه است ؟ تلخ یا شیرین ؟

سهم من و تو جدایی است یا برابر است با تولد زندگی مان ؟

چه زیباست لحظه ای که من به

سهم خویش رسیده باشم و تو نیز به ارزوی خود !

چه زیباست لحظه ای که سر نوشت

با دسته گلی سرخ به استقبال ما خواهد آمد!

چه تلخ است لحظه جدایی ما و چه غم انگیز است لحظه خداحافظی ما !

این سوی زندگی ما در تب و تاب یک دیدار می باشیم ....

و آن سوی زندگی یک علامت سوال در آخر قصه من و تو دیده می شود !

آیا ما به هم میرسیم یا نمیرسیم ؟

سرانجام این داستان به کجا ختم خواهد شد ؟

[ دوشنبه 1390/12/01 ] [ 11:40 ] [ davod ] [ ]

ولنتاین.........

ولنتاین کشیشی بود که در قرن سوم میلادی در رم زندگی می کرد. در آن زمان «کلادیوس دوم» امپراتور رم ازدواج را قدغن کرد چرا که هنگامی که قصد تشکیل سپاهی عظیم را داشت عده ای از سربازان کنار خانواده هایشان ماندند و به همین دلیل او معتقد بود سربازان متاهل جنگجویان خوبی نیستند.

درباره روز ولن تاین و چگونگی به وجود آمدن این روز افسانه های متفاوتی وجود دارد. عده ای این روز را متعلق به یونان باستان و عده ای آن را حادثه ای می دانند که در قرن سوم میلادی (همزمان با اوایل امپراتوری ساسانی در ایران) رخ داد.

     

 چند روایت در مورد ولنتاین در ادامه مطلب...



ادامه مطلب
[ چهارشنبه 1390/11/26 ] [ 11:10 ] [ davod ] [ ]

کلام بی کلام...

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم...

 

 

چقدرعجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت برنمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه...

 

 

[ دوشنبه 1390/11/17 ] [ 13:23 ] [ davod ] [ ]

دلیل عشق....

                                                         

 

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟

 

پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم

 

دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی ؟!!!!

 

پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم

 

دختر گفت : اثبات؟!!!! نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم . شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد اما تو نمی توانی این کار را بکنی !!!!

 

پسر گفت : خوب ... من تو رو دوست دارم چون زیبا هستی

چون صدای تو گیراست

چون جذاب و دوست داشتنی هستی

چون باملاحظه و بافکر هستی

چون به من توجه و محبت می کنی

تو را به خاطر لبخندت دوست دارم

به خاطر تمامی حرکاتت دوست دارم

 

دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد

 

چند روز بعد دختر تصادف کرد و به کما رفت

 

پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت

 

نامه بدین شرح بود :

عزیز دلم !!!تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم ..... اکنون دیگر حرف نمی زنی پس نمی توانم دوستت داشته باشم

دوستت دارم چون به من توجه و محبت می کنی ...... چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی نمی توانم دوستت داشته باشم

تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم ..... آیا اکنون می توانی بخندی ؟ می توانی هیچ حرکتی بکنی ؟ ...... پس دوستت ندارم

اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد در زمان هایی مثل الان هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم

 

آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار؟

نه

و من هنوز دوستت دارم . عاشقت هستم

                                                          


[ دوشنبه 1390/11/10 ] [ 9:55 ] [ davod ] [ ]